طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحيد، حيرت، فنا

گفت ما را هفت وادي در ره است

چون گذشتي هفت وادي، درگه است

وا نيامد در جهان زين راه كس

نــيست از فـرسنگ آن‌ آگـاه كـس

چون نيامد باز كس زين راه دور

چـون دهندت آگـهي اي نـاصبور

چون شدند آنجايكه گم سر بسر

كـي خبـر بـازت دهد از بي‌خبـر

هست وادي طلـب آغـاز كار

وادي عشق است از آن پس،بي‌كنار

پس سيم واديست آن معرفت

پـس چهـارم وادي استغني صفت

هست پنجم وادي توحيد پاك

پس ششم وادي حيرت صعب‌ناك

هفتمين، وادي فقرست و فنا

بـعد از ايـن روي روش نبود ترا

در كشش افتي، روش گم گرددت

گـر بـود يك قطره قلزم گرددت

شيخ فريالدين محمد عطار نيشابور


پ/ن: ميتونيد 7 وادي عرفان رو تو وبلاگ بنده" حافظ خلوت نشين" بخونيد.