نوا (مرکب خوانی)
گروه عارف
محمد فیروزی: بربط
جمشید عندلیبی: نی
اردشیر کامکار: کمانچه.قیچک
ارژنگ کامکار: تنبک
بیژن کامکار: دف
منصور سینکی: تار.بم تار
پرویز مشکاتیان: سنتور
همنواز آواز: محمد موسوی
A
۱ بگــــذار تــــا مـــــقابل روی تــو بگــذریم
دزدیــده در شـــمایل خـوب تو بنگریم درآمد نوا
۲ شوق است در جدایی و جوراست در نظر
هم جور به که طاقت شـوقت نیاوریم گردانیه
۶ روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمــانت بگسـتریم عشاق قرچه
۴.الف ما را سری است با تو که گر خلق روزگار ۴ الف: گَوِشت
۴.ب دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم ۴ب:بیات راجع
۵٬۳ گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من ۳.نیشابورک نغمه
از خــاک بیشتر نه که از خاک کـمتریم ۵.بیات راجع
۷ ما با توایم و با تو نهایم نیست بوالعجب
در حلقهایم با تــو و چون حلقه بر دریم رضوی
۸ نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم رضوی
۹ از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم شهناز
۱۰ ما خود نمیرویم دوان در قفای کس
آن مــــیبــرد که مـا به کمـند وی انــدریم شهناز
۱۱ سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چـــــنـدان فــتادهانــــد که مــا صید لاغریم فرود در شور
{ سعدی-دیوان اشعار-غزلیات}
B
۱ مـــا گـدایـــان خــیل سلطانیم شــــهربنـد هــوای جــانانیم نهفت
۲ بــــنده را نـــام خویشتن نبود هـر چه ما را لقب دهند آنیم نهفت
۳ گــر بــرانــند و گـر ببخشایند ره بـــه جــای دگر نمیدانیم نهفت
۴ چـون دلارام مــیزند شمشیر ســر ببازیم و رخ نگردانیم نهفت
۵ دوستان در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم نهفت
ــ مر خــداوند عـقل و دانش را عـیب ما گو مکن که نادانیم ـــــــ
۶ هــر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزار دستانیم نهفت
۷ تنگ چشمان نظر به میوه کنند مــا تمـــاشا کـــــنان بستانیم نهفت
۸ تو به سیمای شخص می نگری مــا در آثـــار صنــع حیرانیم نهفت
۹ هر چه گفتیم جز حکایت دوست همه عــــالم به هیچ نستانیم درآمد ابوعطا
۱۰ ســـعـدیا بــی حضور صحبت یار همــه عـالم بـه هیچ نستاتیم درآمد ابوعطا
{ سعدی-دیوان اشعار-غزلیات}
۱.الف غم زمانه خورم یا فراق یار کشم ۱.الف:درآمدی بر بیات ترک
۱.ب به طاقتی که ندارم کدام کار کشم ۱.ب:قطار
۳ نه قوتی که توانم کناره جستن از او
نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم قطار
۲ نه دست صبر که در آستین عقل برم
نـــه پــای عـقـل که در دامن قرار کشم قطار
ـــ ز دوستان به جفا گشت مردی نیست
جــفای دوست زنم گرنه مـــردوار کشم ـــــــ
۴ چو می توان به صبوری کشید جور عدو
چـــرا صـبور نـــباشم که جور یار کشم جامه دران
۵ شراب خورده ی ساقی ز جام صافی وصل
ضـرورت اســت که درد سر خمار کشم رهاب
۶ گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید
کـــمین دیــده سعـــدیش پیش پـــای کشم رهاب ورود به سه گاه
{ سعدی-دیوان اشعار-غزلیات}
۷ الـــهی !آتـــش عشقـم به جان زن شرر زآن شعله ام بر استخوان زن درآمد بر سه گاه
۸ چو شمعم بر فروز از آتش عشق در آن آتـــش دلــم پــروانه سان زن اشاره به مویه
۹ هـــزاران غــم به دل اندوته دیرم بــــه ســـینه آتـــشی افــروته دیــرم مویه
۱۰ به یـــک آه ســحر گاه از دل تنگ هـــزاران مـــدعی را ســـوته دیــرم زابل فرود به نوا
{بابا طاهر-دیوان اشعار-دو بیتی ها}
(منبع)