اسلام: روش،ابزار یا سمبل؟

اسلام،روش است: به قول دوست ِ سنی ما، اسلام را با هر ابزاری که عقل آنرا علم روز می داند می توان در جامعه پیاده کرد و بقول پسر دایی، باید این روش را داکیومنت و تکست بوک کرد و امام(ره) را هم نمونه ای عملی ای از این دست بوده است، یعنی اجرای احکام اسلامی را با ابزار ِ جمهوریت  را عملی می دانسته است و مثال ِ ریز ِ دیگر آنرا آقای مهدوی کنی در شبکه چهار، اینگونه می گوید که هنگامی که رئیس بانک مرکزی ِ (سمت ِ دقیق آنرا بیاد ندارم) آن زمان پیش ِ امام می آید تا درباره وام های دارای ربایی که از زمان شاه پیش مردم مانده است و اکنون سودهای آن مقدار بسیار زیادی می باشد، پرسش کند؛ امام می گوید اگر منتظر آنید که من فتوا بدهم اشتباه کرده اید، خودتان بروید و ببینید که چه روشی مناسب تر است، در صورتی ای که برداشت ِ مثبت از گفته ِ ی امام کنیم، شاید بتوان برداشت های زیر را کرد:

یک)  اسلام محصور در  زمان،مکان و شرایط آن زمان ِ عربستان نیست و می توان با شایسته ترین ابزار  ِ دانش ِ روز ِ بشری آنرا پیاده سازی کرد؛ در یک کلام یعنی اسلام شیوه، روش و قانون ِ اساسی زندگی بشر است.

دو) هر متخصص مسلمان ِ متهدی توانایی آنرا دارد که در حوضه خود، فتاوای تخصصی دهد و مفتی اعظم هم می تواند ناظر بر صحت و عدم تظاد با دیگر ابعاد اسلام باشد.

اسلام، ابزار است:

همچنین از یک دید ِ لیبرال، دموکرات تر هم می توان به اسلام نگریست.

و آن اینگونه است که ببینیم علم و خواسته روز ِ مردم چیست و اسلام را بگونه ای برای جامعه عرضه کنیم که بیشترین طرفدار و بهترین دین (در جهت ِ ارضای هواهای انسانی) شناخته شود.

یعنی در یک کلام، بکوشیم که حُب ِ اسلام را در دل مردم نا آگاه بنشانیم و محتوای اسلام را آنگونه که هیچ ضرری به هیچ کس نمیزند، عرضه کنیم؛ جاهایی را که صلاح نیست کمرنگ تر کنیم و جاهایی را که مصلحت است پررنگ تر.

شاید اصطلاح تشیع صفوی و اسلام آمریکایی، را در این قسمت بتوان بسط داد.

در این متد سعی بر آن است که اسلام را به شیوه دموکراسی( یا دیگر علوم ِ روز) ترجمه کرد، یعنی هدف اجرای آن مکتب ِ بشریست و بنابر شرایط ِ جامعه، اسلام ابزار ای برای میل به آن هدف است.

پ.ن: البته نمایاندنِ و تحمیل ِ تدریجی عقاید و قانون ِ  اقل و حداکثر استقلالی به کمکِ دوستان،بعدها بحث خواهیم کرد.

اسلام،سمبل است:

در نظر ِ برخی ها، اسلام سمبل است، به این معنی که این افراد سعی میکنند که ظاهر ِاعمال،وضعیت و گفتار خود را بگونه ای تنظیم کنند که در نزد مردم اسلامی خوانده شود. 

به عنوان ِ مثال کلمات ِ ملی را به اسلامی تغییر دهند.

ظاهر خود را اسلامی کنند.

آهنگ های حوسین، حوسین گوش بدهند.

آرم ها و نمادهای دینی بزنند.

و ...

اسلام، نزد شما چگونه است؟

روش، ابزار یا سمبل ؟

ایزوله شده این حالات بهتر است یا التقاط آنها؟

کدام حالت بهتر است؟

آیا حالت ِ دیگری وجود دارد؟

کدام حالت ظلم در حق اسلام است و کدام حالت ظلم در حق ِ دانش بشری؟

آیا می شود گفت که همه مکاتب ِ بشری به این علت که برای سعادت انسان و با توجه به قوانین این جهان ریخته شده اند با حکمت های دینی یکسان هستند؟

آیا می شود دانش های جدید بشری را از دین استخراج کرد؟ اگر آری

1)باید آنرا از کلام ِ وحی اتسخراج کرد و یا حکمت های دینی؟

2)آیا همه دانش در کلام ِ وحی و یا حکمت های دینی وجود دارد و نیاز به مکتب های غیر دینی نیست- از دید انحصارگرایان- و یا باید نیم نگاهی به آنها کرد؟ آگر آری چرا؟