معصیت کردی به از هر طاعتی


آسمان پیموده‌ای در ساعتی


بس خجسته معصیت کان کرد مرد

نه ز خاری بر دمد اوراق ورد


نه گناه عمر و قصد رسول

می‌کشیدش تا بدرگاه قبول


نه بسحر ساحران فرعونشان

می‌کشید و گشت دولت عونشان


گر نبودی سحرشان و آن جحود

کی کشیدیشان به فرعون عنود


کی بدیدندی عصا و معجزات

معصیت طاعت شد ای قوم عصات


ناامیدی را خدا گردن زدست

چون گنه مانند طاعت آمدست

( و در رفع شبه ...)


چون مبدل می‌کند او سیئات 1

طاعتی‌اش می‌کند رغم وشات


زین شود مرجوم شیطان رجیم

وز حسد او بطرقد گردد دو نیم


او بکوشد تا گناهی پرورد

زان گنه ما را به چاهی آورد


چون ببیند کان گنه شد طاعتی

گردد او را نامبارک ساعتی


اندر آ من در گشادم مر ترا

تف زدی و تحفه دادم مر ترا


مر جفاگر را چنینها می‌دهم

پیش پای چپ چه سان سر می‌نهم


پس وفاگر را چه بخشم تو بدان

گنجها و ملکهای جاودان 2

 


        

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿۳۴﴾

و چون فرشتگان را فرموديم براى آدم سجده كنيد پس بجز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد [همه] به سجده درافتادند (۳۴)
        

وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ ﴿۳۵﴾

و گفتيم اى آدم خود و همسرت در اين باغ سكونت گير[يد] و از هر كجاى آن خواهيد فراوان بخوريد و[لى] به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود (۳۵)
        

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿۳۶﴾

پس شيطان هر دو را از آن بلغزانيد و از آنچه در آن بودند ايشان را به درآورد و فرموديم فرود آييد شما دشمن همديگريد و براى شما در زمين قرارگاه و تا چندى برخوردارى خواهد بود (۳۶)
        

فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿۳۷﴾

سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آرى او[ست كه] توبه‏پذير مهربان است (۳۷)
        

قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۳۸﴾


فرموديم جملگى از آن فرود آييد پس اگر از جانب من شما را هدايتى رسد آنان كه هدايتم را پيروى كنند بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد (۳۸)

 

وَالَّذِينَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۳۹﴾ 


و[لى] كسانى كه كفر ورزيدند و نشانه‏هاى ما را دروغ انگاشتند آنانند كه اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود (۳۹) (3)


از مدت ها پیش،همیشه دو پرسش برای من وجود داشته است.

یکی از آنها این بود، که مگر حضرت آدم (ع) پیامبر نبوده، پس چرا گناه کرده است؟

در تفسیر ( ِ صوتی) نور( ِ آقای قرائتی)، اینگونه شرح می دهد که از این حیث که حضرت آدم (ع) نخستین بشر آفریده شده بوده است، هنوز با گناهان و دام هایی که در این جهان وجود دارد، آشنا نبوده، بنابرین احتمال نمی دهد که شیطان در حال دروغ گویی است، بنابرین قول او را راست می پندارد و از سوی دیگر هنوز حضرت آدم (ع) به مقام پیامبری برانگیخته نشده بوده است و در آخر،  مکانی که حضرت آدم در آنجا زندگی کرده است، آن بهشت جاویدان ِ وعده داده شده، نبوده است 4 .

حال با فرض گرفتن ِ صحت جمله بالا، پرسشی که پیش می آید  که آیا خدا انسان را برای بهشت  و تنعّم آفریده بوده است و با این کار، حضرت آدم نعوض بالله تمام معادلات خدا  را بر هم زده است ؟ 

با توجه به در نظر گرفتن "دانای کل" بودن ِ خداوند و عدم نیاز به آزمایش برای پی بردن به نتایج، اینگونه نیست، بلکه این آزمایش حجتی برای خود انسان بوده است.5 6

دکتر سروش با استناد به "بس خجسته معصیت کان کرد مرد"، از این دید می بیند که آدم خواه ناخواه در این اشتباهات و گناهان گرفتار می آید و مدام از خدا طلب مغفرت می جوید و همین امر، باعث تکامل و خاضع بودن ِ انسان و راحت بخشیدن ِ گناه دیگران می شود، ایشان می گوید اصولا صفات ِ  " توّاب و غفور" خداوند با در نظر گرفتن همین سیئات انسانی است که معنا می پذیرد.

حال نحوه تحلیل آقای قرائتی (که خلاصه تفاسیر دیگر مفسران  و نتیجه گیری خودش است) و نحوه تفسیر دکتر سروش ( که برگرفته از دیدگاه مولانا و تحلیل خودش است) را اگر کنار هم بگذاریم، به یک نتیجه می رسیم که انسان دارای اختیار بوده است که توانسته است گناه کند، یعنی اگر بقول آقای قرائتی 'در بهشت بوده است (و یا برای بهشت ساخته شده بوده است) اصولا قادر نبوده است که گناه کند'. و از دید دیگر، در این دنیاست که ظرفیت های انسان در آن رشد و نمو پیدا می کند 7   آری، دنیا مزرعه آخرت است 8 .

در پایان سخنی  از خود نمی افزایم تا غباری بر حقایق و آرای بزرگان نشود و نتیجه گیری را  به دوستان وا می گذارم.

پ.ن 1:

 وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ

و اگر پروردگار تو می خواست، قطعاً هر که در زمین است، همه آنها یک سره ایمان می آوردند؛ پس آیا تو مردم را ناگزیر می کنی که بگروند؟

پ.ن 2:

بنظر شما، در چه جامعه ای، ظرفیت های انسانی مانند ِ گذشت، راستی، بخشش، احترام به دیگران، امر به معروف و نهی از منکر بیشتر می تواند رشد و نمو کند و در چه جامعه ظرفیت های دون مانند ریا، پایمال کردن حق دیگران، شکستن ِ حرمت ها، دروغ و تظاهر  بیشتر می تواند رشد پیدا کند؟؛ در همین باب، یک نفر  اسفتاء جالبی کرده است.